چشم که می گشایی

خورشید از پشت کوه سرک می کشد تا خود را نظاره کند در چشمانت

و آغوش می شود نسیم و تو را در بر می گیرد

و هوا هم پر از هوای تو می شود

و به یُمنِ قدم هایت ابرها ترانه ها می خوانند برای دشت ها

و زمین حریر تنت را می پوشد.

چشم که باز می کنی

بهار می شود

بهار.