برای تو که هیچ وقت نبوده ای...
هوایِ سنگینِ نبودنت در من جاری است
و من کنارِ خاطراتِ نداشته ام
خود را به آغوش دستهایِ خشکیده در حسرتِ بسودنِ
چشمه سارِ سرانگشتانت سپرده ام
و کنارِ بیدِ مجنونِ خمیده ی تنها
سرد و ساکت،
بغض هایم را مرور می کنم...
#م_دشتی
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت 14:23 توسط رضا دشتی
|
در این وبلاگ برخی از سروده های خودم و اشعار و مطالب ناب ادب پارسی به شما عزیزان