هوایِ سنگینِ نبودنت در من جاری است


و من کنارِ خاطراتِ نداشته ام

 

خود را به آغوش دستهایِ خشکیده در حسرتِ بسودنِ

چشمه سارِ سرانگشتانت سپرده ام

 


و کنارِ بیدِ مجنونِ خمیده ی تنها


سرد و ساکت،

 

بغض هایم را مرور می کنم...

 

 

#م_دشتی